X
تبلیغات
يك قوري حرف دم نكشيده

کاش حافظیه ات بودم..
بلکه دوستم بداری,بی آنکه حتی به دیدارم آمده باشی روزی..
شاید دلتنگم شوی شبی و با تمام عشقت یادم کنی از زیر خروارها خاطره های خط خورده.

کاش حافظیه ات بودم عشق من..
کاش اندازه ی یک بنای تاریخی برایت خواستنی بودم..
کاش..
حیف..

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم اسفند 1390ساعت 17:5  توسط شهره  | 


یک سال دیگر هم درسالگرد حضورت در این دنیای مزخرف

اوی من با من نبود و من تنها به استقبال میروم

26 امین سالگی اش را

خوش آمدی یار سفر کرده ی من

امید که این روزهای شادت را در آغوش بی منت کسی باشی بیش از من بخواهدت بی تابت باشد که حسرت به دلی های مرا برایت رنگ واقعیت بزند

ببوسدت،ببویدت وسیر نگاهت کند،

امید که حالا که مرا لایق خویشاوندی با دلت نمیبینی

با کسی باشی شایسته باشد تمامی غرورت را

تنها می گذارمتان در جشنی که تنها مهمان ناسزاوارش من بودم و دلم

تولدت مبارک

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم آبان 1390ساعت 22:57  توسط شهره  | 


گذشت اینهمه روز و تو در سالروز اتفاق بودنم...
روزی که میرود تا سالم شکل 22 باشد،نیامدی..
باز هم تنها جشن میگیرم اینهمه سال های در گذر را و تو "نگاهت را به مردمکان کسی می تابانی که من نیستم"

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم تیر 1390ساعت 1:16  توسط شهره  | 


                           هم قصه،بال پروازم شکسته!!

+ نوشته شده در  شنبه هفتم خرداد 1390ساعت 22:47  توسط شهره  | 


می خوام راه بندازم باز این خونه ی قدیمی و ...

علی علی..

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم خرداد 1390ساعت 12:46  توسط شهره  | 



بیخود دنبال دل میگردی..
این دل دیگه هیچ وقت دل بشو نیست..
اینا همه تیکه خورده های دل 4 سال پیشمه
چیزی که دنبالشی دیگه وجود خارجی هم نداره حتی
بزن به چاک..
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم دی 1389ساعت 17:32  توسط شهره  | 


هرشب رویاهام با صدای جیغ کابوس هام رنگ می بازن تو تاریکی..

ما آدما دوست داریم زخمی دوست داشتن باشیم..

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم آذر 1389ساعت 20:6  توسط شهره  | 


عشقم لبه ي پرتگاه سقوط ازاد مي كنه و من فقط; مبهوتم!!

...

+ نوشته شده در  جمعه هفتم خرداد 1389ساعت 20:40  توسط شهره  | 


دخترك به انتظار يك خواب راحت،همه شب هايش را خط خطي كرد مبادا كسي اشفتگي هايش را بخواند....!
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم فروردین 1389ساعت 19:13  توسط شهره  | 


Ghasam Bokhor,be Baalhaye hamin HAVAPEYMAI ke ba Saro Seda parid! Ghasam Bokhor,Rooye hamin Seda ba hamin Not e Delkharash,Ghasam Bokhor ke BAR MIGARDI!
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم بهمن 1388ساعت 23:7  توسط شهره  | 


دو ساله شدم در حالی که نزدیک یک سالشو نبودم..

سخت بود ولی تو این یک سال زندگیمو عوض کردم شاید باورتون نشه.

خدایا دم قدرتم و دم قدرتت گرم...

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم دی 1388ساعت 21:51  توسط شهره  | 


...

من نبودم.

عشق نبود.

زندگی بی هوا جاری بود!!

زنده شدم به بهانه ی راست و ریس کردن کارهای دنیا

زمینی بودن کار دستم داد!!

+ نوشته شده در  جمعه بیستم دی 1387ساعت 19:3  توسط شهره  | 


تو  چنگ می زنی، ....

دلم،ذره ذره رنج می کشد.

تو داد می کشی،

سرم، ذره ذره قطره ای در آب می شود.

نگاه می کنی،

 و من،ذره ذره تکه ای حباب می شوم!!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 20:3  توسط شهره  | 


..

گاهی مثل بهار: پر از امید و طراوتم.

گاهی مثل تابستون: کسلم و خسته!

گاهی مثل پاییز: پر از رنگم ولی تنها.

گاهی مثل زمستون: سردم و بی تفاوت!

گاهی مثل تموم فصل ها فقط در حال گذرم و عبور.

همین! 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

*پ.ن:و قوری من یک ساله شد!!      

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 15:49  توسط شهره  |